یکشنبه یازدهم شهریور 1386
یه عکس خانوادگی
سلام...
امروز تولد وبلاگمه!!!اما خب به نظرم انقدر ها هم مهم نیست.چون من فقط چند ماه تو وبلاگم نوشتم.دیگه خیلی بی مزه ست بیامو یه تولد هم براش بگیرم...
می خوام از روزای خوبی که داریم بگم...از خوشبختیمون!!!تازه تو این پست می خوام کلی هیجان زده تون کنم!!!یه عکس خانوادگی براتون گذاشتم!!!
اونی که کله اش از همه گنده تره و از همه هم چاقتره بابا غضنفره مه!!اون آقای لاغری هم که کنارش واستاده عمو صفدر عزیزمه.اونی هم که لباسش به تنش زار می زنه و کنار عمو واستاده داداش رمضونه فکر کنم مشخص باشه که حسابی داره پاچه خواری پدر زنشو می کنه...کنار بابا غضنفر هم ننه ملوک جانه.اونی هم که نشسته بی بی صنوبر خودمه که الهی قربونش برم.
قرار بود عکس خودمو میترا و پامچال رو هم بزارم.اما نشد!!!همه اش هم تقصیر این آقا رمضونه.دوربین رو دادم دستش ازمون عکس بگیره آقا فقط از پامچال عکس گرفته من و میترا هم دوتامونم نصفه نیمه تو عکس افتادیمو خلاصه نشد!!!
پ.ن:کم کم داریم میریم برای همیشه سلطان آباد!!!خیلی خوشحالم.راستی نگران نباشین داهاتمون مجهزه به اینترنت وصل می تونم بشم....پس وبلاگمون همچنان پابرجاست...
پ.ن:هیچی همین دیگه!!!

